شبی که تصمیم گرفتم جدیتر از همیشه قدم بردارم
میان تردید و امید، کتابها را گشودم و مسیر دشوار آزمون وکالت را آغاز کردم.
روزها و شبها در مطالعه، مرور و تستزنی گذشت
مسیری که گاه خستهکننده بود، اما هر روز مرا یک قدم به هدف نزدیکتر میکرد.
سرانجام، روز آزمون فرا رسید
بعد از ماهها آمادهسازی، لحظهی رویارویی با پرسشنامه رسید؛ پایان یک مسیر و آغاز یک انتظار.
آزمون تمام شده، اما انتظار آغاز شده است
نتیجه هنوز از سوی سازمان سنجش اعلام نشده و یک پرسش بیش از همه ذهنم را درگیر کرده: آیا این مسیر به قبولی ختم خواهد شد؟
در این فاصله، به سراغ دادآفرین رفتم
تا پیش از اعلام رسمی نتایج، تخمینی از وضعیت خودم به دست بیاورم و شانس موفقیتم را بسنجم.
تنها یک چیز باقی مانده است: امید
امید به اینکه تمام آن شبهای سخت، سرانجام به یک واژه ختم شود؛ قبولی.